|
بی سرزمین تر از باد
|
خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کردستان:
مهاباد: یک دختر 18 ساله مهابادی پس از آزارهای جسمی زیاد از سوی خانواده اش،قطع نخاع شده است.
یک دختر جوان مهابادی بنام"صبری.ب" پس از اینکه برای ازدواج با فرد مورد علاقه اش با مخالفت خانواده اش مواجه می شود،به اتفاق فرد مورد علاقه اش از منزل فرار کرده اما پس از مدتی از سوی خانواده اش به خانه بازگردانده می شود و به شدت از سوی آنها مورد آزار و اذیت و شکنجه قرار می گیرد.
در نتیجه این آزارها "صبری.ب" قطع نخاع و فلج شده است و خانواده وی تحت هیچ پیگردی قرار نگرفته اند.
نامبرده 18 سال سن دارد.
خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کردستان:
سنندج:"حبیب الله لطیفی" دانشجوی دربند سنندجی،بیش از هفت ماه است که در بلاتکلیفی بسر برده و در بازداشتگاه تحت شکنه قرار گرفته است.
یک دانشجوی سنندجی به نام" حبیب الله لطیفی" که از 7 ماه پیش در بازداشت بسر می برد، در بازداشتگاه و در اثر بدرفتاریهایی که با وی صورت گرفته به "خونریزی کلیه ها" و "پارگی صورت" دچار شده و اکنون در زندان عمومی سنندج بلاتکلیف است.
وی در طول هفت ماه گذشته،بیش از سه ماه را در بازداشتگاههای سنندج و ایلام دربند بوده و بنا به گفته نزدیکانش،در آنجا برای کسب اقرار، شدیدا شکنجه شده است.
اتهام وی "اقدام علیه امنیت ملی" عنوان شده است.
شنبه 14 اردیبهشت 1387
شهابنیوز ـ مركز بررسىهاى استراتژيك نهاد رياست جمهورى با همكارى دانشكده خبر، سمينارى را با عنوان «بررسى تاريخى و حقوقى خيانت و جاسوسى در ايران» برگزار مى كند.
نشست اول اين سمينار روز دوشنبه ۱۶ ارديبهشت ساعت 6 و نیم عصر در مركز بررسى هاى استراتژيك نهاد رياست جمهورى برگزار مىشود. در اين نشست عباس سليمى نمين پيرامون «جريان شناسى خط نفاق پس از انقلاب » و خسرو معتضد در مورد «جاسوسى در دوره قاجار و پهلوى » سخنرانى خواهند كرد.
نشست دوم اين سمينار نيز پنجشنبه ۱۹ ارديبهشت ماه در دانشكده خبر برگزار مى شود. در اين نشست عليرضا ذاكر اصفهانى درباره «رابطه جاسوسى و تجددگرايى در ايران معاصر» سخنرانى خواهد كرد. محمد دهقان نيز به «بررسى حقوق جرم جاسوسى» خواهد پرداخت
خبرنامه امیرکبیر
علیرضا نجفیان
ای رئیس جمهور، چشمهات رو باز کن!
امیدوارم سفرهای استانی خوش گذشته باشد و فقر و نکبت، پشت قدمهای متبرکتان از این سرزمین رخت بربندد….
امروز به جایی رفتم که مطمئنم شما هرگز ندیده اید….چون بوی تبرک دولت کریمه تان آنجا استشمام نمی شد…..بوی عدالت نیز….
امروز در کنار جاده، چیزی دیدم که از بودن خود شرمسارم کرد….و از بودن شما….
خانواده ای را دیدم که کنار جاده، داخل کانتینر کامیون زندگی می کردند…البته اگر در لغت نامه شما اسمش زندگی باشد….
پدر و مادر و فرزندان، جایی زندگی می کردند که سقفی آبی و ابری داشت….
در نکبت مطلق….مثل طعمه هایی که عنکبوت فقر و اعتیاد آخرین قطرات خونشان را می مکید و با ولع بسیار منتظر به دام انداختن طعمه های کم سن و سال خانواده بود…
چراغشان نور خورشید بی انصاف بود که در روزهای سرد ابری نمی تابید و در گرمی تابستان هلاکشان می کرد…و گرمای شبهای سرد را از خوابیدن کنار بزهایشان می گرفتند….
گوساله شان چند روز پیش مرده بود و چند متر آنطرف تر سوزانده بودنددش….و یکی از خرگوشهایشان را کنار آشپزحانه چال کرده بودند…
آقای رییس جمهور!….
جایی که رفتم، در دارفور و کنگو و زیمباوه نبود….۵۵ کیلومتر از شهر تاریخی اصفهان فاصله داشت و در چند کیلومتری شهرهای صنعتی و کارخانه های مادر این سرزمین بود….
البته می دانم از سعدآباد و نیاوران خیلی دور است….
اما….
آقای رییس جمهور!….
پدر معتاد، مادر رنج کشیده و کودکان بی گناهی که حتی در این افتضاح، برنامه درسی شان را به دیوار چسبانده بودند، ایرانی بودند….
نه توطئه آمریکا و اسراییل و نه بازمانده شاه منفور معدوم!….. اینها میهمانان رانده شده سفره دولت فخیمه اسلامیند….دولتی که آنقدر جهانی فکر می کند که ملتش را از یاد می برد…..
آقای رییس جمهور!….
حیف اسلام که اینگونه ملامت می شود…دریغ از خدا که به خاطر سکوتش سرزنش می گردد…راستش اینها را که دیدم یاد علی افتادم….و خرماها، کاسه های شیر و نان و نمکهایی که می گذاشت و می گذشت….یاد چاههای تنهایی که امروز آنقدر بوی نفت می دهد که خلیفه را میل درد دل با ایشان نیست!
کاش فراموش نکرده باشید!…..
در آن لحظه از کلمه عدالت چندشم شد….از انصاف، حالم بهم خورد….از عاطفه شرم کردم….
راستی چه خبر از سهام عدالت؟…..
اینها هم سرشماری می شوند؟!….
آقای رییس جمهور!….
اینها از فلسطینیانی که سنگشان را به سینه می زنید بدبخت ترند…اینها چیزی ندارند که کسی اشغال کرده باشد…..
هرچه سفره نداشته شان را بو کردم، هیچ اثری از پول نفتی که قرار بود سر سفره ها بیاید نبود….
آقای رییس جمهور!….
افسوس می خورم که چرا این کودکان حتی به اندازه یک وجب از این سرزمین ۱.۶۴۸و۱۵۹ کیلومتر مربعی سهم ندارند!….
راستی یادم رفت بگویم!….کنار این خانواده بی خانمان، بنگاههای معامله کامیون و ماشینهای سنگین فراوان بود…کسانی که پورسانت هر معامله شان میلیونیست….و البته از این خانه ها برای اجاره دادن زیاد دارند…..نگران نباشید!…آن ۱۲۰ میلیون نفری را که به زیستن دعوت کرده اید می توانند شب را در این بیغوله ها سر کنند….
آقای رییس جمهور!….
راست می گویید…ملت ما در برابر تحریمها ایستاده است…چون چیزی برای از دست دادن ندارد….در عوض سلاحهای بسیاری برای بدست آوردن هست….
آقای رییس جمهور!….
می دانم وقتتان تنگ است….زیاد مزاحم نمی شوم….فقط یک سوال داشتم و آن اینکه آیا برق نیروگاه هسته ای بوشهر به این منطقه می رسد؟
چون کودک این خانه می گفت از بوی فانوسی که شبها زیر نورش درس می خواند سردرد می گیرد….
آقای رییس جمهور….
…….
…….
…….