سیلوها و تپههای اعدام و نور تنها در سنگ تجزیه می شود
و خون تنها در سنگ تجزیه می شود
تا عشق نیز تنها با سنگ هماغوش گردد
برشت: روزی که نازی ها به جان روشنفکران آلمانی افتادند من ساکت ماندم، چون روشنفکر نبودم. روزی که به سراغ کمونیست ها رفتند، من چیزی نگفتم، چون کمونیست نبودم. روزی که نوبت به یهودیان رسيد، من حرفی نزدم، چون یهودی نبودم، و آن روز که نازی ها به سراغ خود من آمدند هیچ کس هيچ سخنی نگفت، چون ديگر کسی باقی نمانده بود آخر