|
بی سرزمین تر از باد
|
آژانس خبري موكريان: عبدالسلام گلنواز امام جمعه و جماعت مسجد روستاي شيوه برايمه ي سردشت طي روزهاي اخير به اداره اطلاعات سردشت احضار گرديد.
نامبرده كه تاكنون چندين بار به اداره اطلاعات احضار شده است در رابطه با سخنراني هايش در مورد اهل سنت مورد بازجويي قرار گرفته است.
دادگاه رسيدگي به اتهامات دانشجوي زنداني حبيب الله لطيفي پس از گذشت 8 ماه از بازداشت وي صبح روزگذشته در دادگاه انقلاب سنندج برگزار گرديد .
در اين دادگاه غيرعلني اجازه حضور به خانواده وي داده نشد و همچنين آقاي لطيفي از دراختيار داشتن وکيل منتخب محروم بود.
آقاي لطيفي بکرات عنوان داشته است که در زمان بازداشت بالاخص در اداره اطلاعات شهر سنندج به شدت شکنجه شده و حتي براي اخذ اعتراف از متهمان مرتبطي چون هانا عبدي، وي را در مقابل ديدگان آنان شکنجه کرده اند.
وي هم اکنون و در زندان از ناراحتيهاي متعدد جسمي در رنج است.
دادگاه پس از اخذ آخرين دفاعيات ظرف روزهاي آتي نسبت به صدور حکم اقدام مينمايد.
دختر دانشجو که حاضر نشده بود به خواسته های شوم معاون دانشگاه تن دهد، بازداشت شده است
خبرنامه امیرکبیر: پس از تلاش حامیان دولت برای انتقامجویی از دانشجویانی که رسوایی اخلاقی یکی از مدیران انتصابی دولت را افشا کردند، دادستان زنجان نیز افشای فساد اخلاقی معاون دانشگاه را گناه بزرگ دانشجویان دانسته و در همنوایی با حامیان دولت گفت: “افشای گناه از خود گناه مهمتر است و ما به هر دو جرم رسیدگی خواهیم کرد.”
دادستان زنجان همچنین از در بازداشت بودن دختر دانشجو که حاضر نشده بود به خواسته های شوم معاون دانشگاه تن دهد، خبر داد. دختر دانشجویی که یکی از قربانیان رئیس کمیته انضباطی دانشگاه است که حاضر نشده بود تسلیم نیات شوم وی شود. این در حالیست که مسئولین دانشگاه و استان که خواستار اتمام تحصن دانشجویان دانشگاه زنجان شده بودند، به دانشجویان قول داده بودند که برای دختر دانشجو قربانی این ماجرا مشکلی ایجاد نخواهد شد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، با وجود اینکه فشارهای این معاون انتصابی بر دختر قربانی باعث شد تا این دختر دانشجو با کمک دیگر دانشجویان، سوءاستفاده این معاون دانشگاه از سمتش را آشکار سازند، دادستان زنجان نیز همانند حامیان دولت با قلب ماهیت مفاهیم گفت: “هیچ جامعهای نمیتواند عاری از بزه و خطا باشد و باید التهاب و تشویش روانی را در جامعه کنترل و نباید اجازه این گونه تشنجها را به جامعه داد. اگر بنا باشد این شیوه و روش در جامعه گسترش یابد و هرکس با مطلع شدن از خطای کسی بخواهد آن را به این شیوه افشا و برملا کند در جامعه هیچ امنیتی وجود نخواهد داشت.”
در حالیکه انتصابی بودن مسئولین مختلف دانشگاه باعث شده است که نهادهای مختلف دانشگاه در قبضه حامیان دولت قرار بگیرد و آنان از طرق مختلف مثل کمیته های انضباطی و انواع تهدیدها به دانشجویان فشار وارد سازند. و در حالیکه مشابه حادثه دانشگاه زنجان پیش از این در دانشگاه های رازی کرمانشاه و سهند تبریز نیز اتفاق افتاده است و هیچ گاه مسئولین قوه قضائیه یا دادستانی در مقابل این ظلم ها به دانشجویان اقدامی نکردند، دادستان زنجان خواستار عدم اعتراض دانشجویان و ارجاع مسائل به مراجع ذیصلاح شد. گلمحمدی گفت: “ما از همه انتظار داریم در صورت اطلاع از هر نوع بزه یا خطایی آن را به مراجع قانونی اطلاع دهند تا از بروز چنین مسائلی جلوگیری شود.”
همچننی دادستان زنجان اشاره ای به این مساله نکرد که در حالیکه صدها نفر از دانشجویان به دلایل واهی توسط کمیته های انضباطی از تحصیل محروم شده اند و ده ها دانشجوی بیگناه دیگر روانه زندان شده و در آن جا به شدت شکنجه شده اند، چرا هیچ گاه هیچ واکنشی از سوی این مسئولین برای احقاق حقوق دانشجویان انجام نشده است.
گلمحمدی همچنی با تلاش برای منحرف کردن اصل موضوع که فساد اخلاقی یکی از مدیران انتصابی دولت می باشد، اعتراضات دانشجویان را باعث “ضرر به شهر و استان زنجان” دانست و گفت: “چنین برنامههایی موجب ناامنی اقتصادی و اجتماعی میشود که ضرر آن به شهر، استان و در نتیجه به کشور است.”
لازم به ذکر است رئیس دانشگاه زنجان با حضور در جمع دانشجویان ضمن پذیرش صحت رسوایی اخلاقی معاونش از دانشجویان به سبب انتصاب افراد فاسد در دانشگاه رسما عذرخواهی کرده بود
سایت حکومتی تابناک: احمدی نژاد در نشست امروز اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم شكست نقشه آمريكا براي ربودن خود در عراق و انتقالش به آمريكا را افشا كرد.
به گفته يكي از علماي حاضر در جلسه، احمدي نژاد گفت هم زمان با سفر وي با عراق آمريكاييان قصد داشتند در يك برنامه حساب شده وي را ربوده و به آمريكا منتقل كنند و با بهانه جويي در مساله تروريست براي بازگرداندن وي، از جمهوري اسلامي باج خواهي كنند.
احمدی نژاد ادامه داد: با اين حال به لطف الهي چند تغيير انجام شده در برنامه اين سفر، نقشه آنها را بر هم زد. و آنان زماني حيرت زده از اين امر مطلع شدند كه من در آسمان عراق در حال بازگشت به ايران بودم.
احمدی نژاد در اين جلسه گفت بوش خیلی دلش می خواهد به ما حمله کند، اما انشاالله به فضل الهي اين آرزو را به گور خواهد برد.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
با اعلام خبر تأیید حکم اعدام چهار متهم به اوباشگری، از سوی دیوان عالی کشور، هم اکنون نگرانی ها در مورد احتمال اجرای حکم اعدام برای هانی خواندار و حامد اکبری، دو تن از بازداشت شدگان طرح امنیت اجتماعی که از سال گذشته تاکنون در زندان به سر می برند، افزایش یافته است.
محمود سالارکیا، معاون دادستان کشور در امور زندان ها، با اعلام تأیید حکم اعدام چهار تن از اراذل و اوباش، گفت:" 4 نفر مذکور از اراذلی هستند که پیش از این دستگیر و با قرار سنگین به زندان منتقل شده بودند." وی همچنین گفته است، که حکم اعدام آنان به زودی اجرا خواهد شد.
با این حال معاون دادستان، هیچ صحبتی در مورد مشخصات افراد یاد شده انجام نداده است، منابع آگاه احتمال می دهند، این 4 نفر کسانی هستند که از سال گذشته تاکنون دربازداشت به سر برده و در لیست منتشره از سوی نیروی انتظامی نیز، در شمار اعدامی ها قرار گرفته بودند.
از بیش از 1000 فرد بازداشت شده در سال گذشته، هم اکنون طبق اطلاعات موجود، هانی خواندار و حامد اکبری و 2 فرد دیگر( که مشخصات آنان در دست نیست) همچنان در زندان نگهداری می شوند. هانی خواندار و حامد اکبری پس از تحمل بیش از 4 ماه حبس در زندان کهریزک به زندان اوین انتقال یافته و در بند اطلاعات سپاه به سر می برند. این افراد پیش تردر لیست منتشره از سوی نیروی انتظامی که در آن نام 27 تن به عنوان محکومان به اعدام آورده شده بود، قرار داشته اند.
مادر هانی خواندار که پس از انتشار این خبر به شدت نسبت به وضعیت فرزندش نگران است، می گوید که تاکنون دادگاهی برای پسرش تشکیل نشده است. او همچنین می گوید که نگران است نام فرزندش، جزء افراد اعلام شده از سوی معاونت دادستان باشد.
با این حال به گفته "مینا جعفری"- وکیل تعدادی از متهمان طرح امنیت اجتماعی- رسیدگی به پرونده هایی که کیفرخواست آن اعدام است، می بایست با حضور وکیل باشد و در صورتی که روند دادرسی بدون حضور وکیل انجام شده باشد، به لحاظ قانونی دارای اعتبار نیست.
اعلام صدور حکم اعدام برای 4 فرد متهم به اوباشگری در شرایطی صورت می گیرد، که هیچ گونه اطلاعاتی در مورد نحوه ی محاکمه این افراد وجود ندارد. به گفته ی خانواده های افراد بازداشت شده در این طرح، بازداشت شدگان در مدت اسارت تحت شدیدترین شکنجه های جسمی قرار گرفته اند تا به اتهاماتی از قبیل، تجاوز، قاچاق، شرب خمر و .. اعتراف نمایند. بازداشت شدگان، گفته اند که تحت شرایط طاقت فرسای زندان و شکنجه های وارده، ناچار به این اتهامات اعتراف کرده اند.
هانی خواندار از جمله افرادی است که به ادعای سایر بازداشت شدگان در طی مدت نگهداریش در زندان کهریزک به شدت تحت شکنجه های جسمی قرار گرفته است. همچنین عفت قواعدی، مادر وی نیز به دنبال انجام مصاحبه با برخی رسانه های خارج از کشور در مورد وضعیت فرزندش بازداشت و به مدت یکماه در زندان به سر برد.
گفتنی است در تابستان گذشته نیز دستگاه قضایی تعدادی از بازداشت شدگان این طرح را بدون اعلام دقیق اتهامات آنان و تشریح روند دادرسی پرونده هایشان، به اعدام محکوم و حکم آنان را به اجرا در آورد
کمک های مردمی برای نجات جان اکرم مهدوی به مرز 15 میلیون رسید
دو شنبه 27 خرداد 1387
کمکهای مردمی برای جمع آوری دیه جهت نجات جان اکرم مهدوی،
زن 32 ساله ای که به جرم همسرکشی محکوم به اعدام است،
به بیش از 14 میلیون و 850 هزارتومان رسید و جمع آوری
کمکها همچنان ادامه دارد.
وکیل اکرم مهدوی با اعلام این خبر گفت:
پرونده اکرم همچنان در بخش اجرای احکام دادسرای جنایی تهران،
منتظر ارسال برای استیذان از رئیس قوه قضائیه است
و ما امیدواریم که بتوانیم با پرداخت دیه به خانواده مقتول،
از آنها رضایت بگیریم.
مینا جعفری با تشریح کمکهای مالی جمع آوری شده
از سوی مردم نیکوکاری که برای نجات جان این مادر
از مجازات اعدام و گرفتن رضایت از صاحبان خون، به درخواست
کمک وی و جمعی از فعالان جنبش زنان پاسخ مثبت داده بودند،
اعلام کرد که برای پاسخ شفاف و دقیق به افکار عمومی
و بودن نظارت مردمی بر روند حمایت مالی از این زن محکوم
به اعدام، از دو تن از فعالان جنبش زنان که سابقه
فعالیتهای مشابه در حمایت از زنان و کودکان اعدامی داشته اند،
دعوت کرد تا در روند اجرایی این حمایت، مسوولیت
نظارت و پی گیری را به عهده بگیرند.
مینا جعفری در ادامه این خبر افزود: خانمها خدیجه مقدم
و آسیه امینی که در اطلاع رسانی و جمع آوری
کمکهای مالی نیز وی را یاری نموده اند، سرنوشت
کمکهای مالی جمع آوری شده را دنبال می کنند.
آسیه امینی، در مورد این کمکها می گوید: بعد از درخواست
کمک از سوی وکیل پرونده اکرم، با افرادی زیادی تماس گرفته
و با مشاوران مالی و حقوقی مشورت کردیم
و به این نتیجه رسیدیم که این کمکها در یک حساب
سه امضایی با امضای خانم خدیجه مقدم،
وکیل پرونده و بنده قابل برداشت باشد.
خدیجه مقدم نیز در این باره می گوید: سوال های
زیادی از سوی مردم در مورد کمکهای مالی مطرح می شود .
آنها می خواهند و البته حق دارند که بدانند
در صورت نرسیدن پول، به مبلغ خواسته شده،
یا در صورتی که به هردلیل، اکرم، امکان استفاده
از این پول برای نجات جانش را نیافت، این پولها چگونه هزینه می شود.
وی با اشاره به اینکه بحث و گفت و گوهای زیادی را در این باره
با کارشناسان و مشاوران انجام دادند ادامه می دهد:
این کمیته سه نفره به این نتیجه رسید که اولا
در تمام مراحل حمایت از اکرم مهدوی،
گزارش مالی به اطلاع مردم برسد و اگر به
هر دلیلی (مثلا بخشش صاحبان خون یا هر
دلیل دیگری، این پول برای نجات اکرم صرف نشد)
برای موارد مشابه یعنی زنان در معرض اعدامی که
امکان بازگشت به زندگی دارند و بخشی از آن نیز
برای تنها دختر این زن که 16 سال سن دارد، هزینه شود.
آسیه امینی با تاکید بر اینکه این تصمیم ، با پیشنهادهای
برخی از کمک کنندگان مالی این حرکت و در
پی پرسشهایی که در این باره مطرح بود، گرفته شد
می گوید: حق مردم است که از آغاز بدانند سرنوشت
این پولها چه خواهد شد. ما امیدواریم و همه
تلاشها هم بر این است که بتوانیم با کمکهای جمع آوری شده
که هنوز به یک سوم مبلغ درخواست شده نیز نرسیده،
رضایت افراد صاحب خون را جلب کنیم. اما به هر حال
جمع آوری کمکهای مالی همواره افراد حامی را در برابر
افکار عمومی مسوول و پاسخگو می کند. بنابراین سعی
بر این است که تصمیمها، از پیشنهادات مطرح شده،
گرفته و درباره آنها اطلاع رسانی شود.
وی همچنین از نشریه آوای زن و جمعی از فعالان
مستقل زن در کشور سوئد که داوطلبانه
در جمع آوری کمک برای نجات جان
یک مادر کمک کردند تشکر کرد
هانا عبدي به 5 سال حبس در يك شهرستان مرزي محكوم شد
چهار شنبه29 خرداد 1387
تغییر برای برابری: هانا عبدی فعال حقوق زنان، دانشجوی 21 ساله دانشگاه پیام نور بیجار و از اعضای انجمن زنان آذرمهر کردستان كه از یازدهم مهرماه سال گذشته توسط نیروهای امنیتی در شهر سنندج بازداشت شده بود در يك حكم بي سابقه و به شدت نگران كننده ، به 5 سال حبس در يك شهرستان مرزي محكوم شد.در این رابطه با دکتر محمد شریف وکیل هانا عبدی گفتگو کرده ایم:
آقای شریف در خبرها شنیدیم که حکم موکل شما هانا عبدی به وی ابلاغ شده است. آیا این خبر صحت دارد؟
بله متاسفانه حکم ایشان ابلاغ شد حکم به شدت غیر متناسب است و ایشان محکوم شدند به پنج سال حبس در شهرستان گرمی که یک شهرستان مرزی در نزدیکی های جلفا شمالی ترین قست آذربایجان شرقی نزدیک مرز.
اتهام ایشان دقیقا چه اعلام شده؟
اتهام ایشان را اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور اعلام کرده اند. این حکم بر اساس مستندات مواد 189 و 190 و 191 و 194 و مرتبط با جرم محاربه است و همچنین ماده 610 که در واقع با اتهام هانا مطابقت داشته و 2 تا 5 سال حبس به همراه دارد . لازم به ذکر است حداکثر حبس برای ایشان در نظر گرفته شده و به هر حال از ظهر که به من ابلاغ شده خیلی نگران هستم. به این لحاظ که حکم به شدت با ماهیت پرونده غیر متناسب است، احتمال نقض حکم در دادگاه تجدید نظر وجود دارد، ولی به هر حال من به هیچ روی توقع ابلاغ چنین حکم سنگینی را نداشتم .بیشتر دو سال حبس را پیش بینی می کردم آنهم در یک شهرستان نزدیک به سنندج، نه شهرستان گرمی که یک شهرستان مرزی است.
با خانواده ی هانا تماس نداشتید؟
من با پدر و برادرش صحبت کردم ولی با مادرش نه . من نمی دانم مادرش الان چه می کند و خیلی نگرانم.
اخبار غیر رسمی حاکی از انتقال مادر هانا به بیمارستان به خاطر شوک این خبر است . شما در این مورد خبری دارید؟
نه خبر ندارم فقط به دوستانی که تماس گرفتند توصیه کردم با مادرش تماس بگیرند. من چون خودم شخصا عادت ندارم که امیدواری بیهوده بدهم ولی گفتم که با او صحبت کنند و بگویند که این حکم نقض خواهد شد. به هرحال نگرانی خیلی زیاد است از این حیث که این دختر متولد سال 65 است و زندان ها هم طبقه بندی شده نیست و احیانا باید در بندی که محکومان عادی هستند دوره زندان خود را سپری کند و به همین دلیل من خیلی نگرانم و این موضوع را به دادگاه تجدید نظر نیز اعلام خواهم کرد.
ظرف چه مدتی به این حکم اعتراض خواهید کرد؟
احکام دادگاه ها ظرف 20 روز قابل تجدید نظر است و من لایحه ی تجدید نظر را می نویسم و خودم برای پیگیری حضورا به دادگاه مراجعه خواهم کرد. این حکم کاملا غیر متناسب و نگران کننده است. نمی دانم چه بکنم بنده هم به خدا پناه می برم. به هر حال فعلا ابراز تاسف کاری از پیش نمی برد باید امیدوار بود. من امیدوارم مقامات قضایی به احکامی که این قاضی صادر می کند توجه کنند . من قبلا هم با ایشان پرونده داشته ام و احکامی که صادر می کند احکام غیر متناسبی است. امیدوارم که مقامات قضایی مجموعه احکام ایشان را بررسی کنند . خودم هم در این رابطه اقدام خواهم کرد. اقداماتی هانا که انجام داده است هیچکدام با محاربه همسویی ندارد که این چهار ماده مربوط به محاربه را مستند قرار داده اند و در واقع هانا هیچ گونه اقدامی که ارعاب و وحشت بین مردم ایجاد کرده باشد انجام نداده است که بر این اساس محاربه اعلام شود.
وضعیت پرونده ی روناک صفارزاده را چطور می بینید؟
من بیشتر امیدوارم که شعبه ای که پرونده روناک هست حکم غیر متناسب اعلام نکند. ولی به دلیل این که از این شعبه سابقه ذهنی داشتم نگران بودم اما منتظر حکم 5 سال زندان در تبعید برای هانا نبودم.
فعالان حقوق بشر در ايران
هانا عبدي، 21 ساله، دانشجوي رشته روان شناسي در دانشگاه پيام نور بيجارو از اعضاي انجمن زنان آذرمهر کردستان که در مورد توانمندسازي جامعه زنان ايران در منطقه کردستان فعاليت مينمود و از تاريخ 11/7/86 در شهر سنندج توسط نيروهاي امنيتي بازداشت و پس از سپري نمودن پروسه اي پر فراز و نشيب و تحمل شکنجه هاي روحي و جسمي سرانجام از سوي شعبه دوم دادگاه انقلاب شهر سنندج به اتهام تباني و اقدام عليه امنيت کشور (همکاري با روناک صفارزاده) به پنج سال حبس تعزيري توام با تبعيد به شهر گرميه استان آذربايجان غربي کشور محکوم گشت .
حکم صادره موجبات نارضايتي فراواني در جامعه مدني بالاخص حوزه زنان و منطقه کردستان گرديده است ، همينطور گزاشات رسيده حاکي از انتقال مادر نامبرده به بيمارستان سنندج در پي دريافت اين خبر ميباشد .
همينطور دکتر محمد شريف وکيل مدافع وي معتقد است که حکم صادره با بديهي ترين اصول قانوني هم سويي و انطباق ندارد ، اعم از اتهام ، ميزان حکم صادره و عدم طبقه بندي جرايم در زندان با توجه به محل تبعيد از اينرو وي اعلام مينمايد که در مدت قانوني به حکم صادره اعتراض خواهد نمود
به گزاری خبرگزاری حکومتی فارس، معاون دادگستري رژیم در سراوان در استان سیستان و بلوچستان امروز به ضرب گلوله افراد مسلح بهلاکت رسید.
این خبرگزاری حکومتی نوشت "كريمي معاون دادگستري شهرستان سراوان در استان سيستان و بلوچستان ظهر امروز پس از خروج از محل كار خود به دست 2تن از اشرار مسلح كه با موتوسيكلت در محل حضور يافته بودند ترور شد و به شهادت رسيد. وي تاكنون فعاليتهاي مختلفي را براي مقابله با شرارتهاي باندهاي منطقه (سرکوب مردم منطقه) انجام داده بود
خبرگزاری حکومتی فارس: دادگستري سيستان و بلوچستان اعلام كرد؛ فردی بنام عليرضا براهويي بخاطر محاربه و افساد في الارض از طريق عضويت و هواداري از گروه عبدالمالك ريگي با هدف مقابله با جمهوري اسلامي به اعدام محكوم شد.
همچنين فرد دیگری بنام "يونس رحماندوست" به جرم محاربه و افساد في الارض و به موجب حكم صادره پس از تاييد مراجع عالي قضايي جمهوری اسلامی امروز در زندان چابهار اعدام شد
گزارش آسو صالح
قاضی "فلاح"، قاضی دادگاه اجرای احکام دادگستری شهرستان بیجار در زندان خودکشی کرد.
فلاح مدتی پیش به اتهام "لوات" و "شرب خمر" در شهر قزوین بازداشت شده و این مدت را در زندان به سر برده بود. وی قبل از صدور حکم دادگاه عالی قضات در زندان خودکشی کرد. منبع خبری که این مطلب را منتشر کرد اظهار داشت که زمان دقیق بازداشت و همچنین زندانی که نامبرده در آن تحت بازداشت بود مشخص نیست.
قاضی فلاح، در شهر قزوین و در حین تجاوز به پسر بچه ای 13 ساله به همراه دو تن دیگر در یک منزل مسکونی دستگیر شد و سرانجام هفته گذشته در زندان خودکشی کرد.
مقامات کل دادگستری استان کردستان و قوه قضائیه به شدت از درز این خبر هراسان و خانواده فلاح را تحت فشار قرار داده اند که نباید به هیچ وجه این خبر درز کند و از آنها خواسته اند که از دادن هرگونه خبر و اطلاعات به دیگران خودداری کنند.
به گفته یکی از روزنامه نگاران فعال در کردستان که نخواست نامش فاش شود، پیش از این نیز قاضی "عبدالله پور"، یکی از قضات استان کردستان به جرم فساد اخلاقی از کردستان به استان دیگری منتقل شده بود
به گفته یکی از اعضای خانواده او٬ فرهاد به احتمال بسیار زیاد بر اثر شوک الکتریکی که به خاطر گرفتن اعتراف به او وارد کرده اند٬ جان خود را از دست داده است.
مسئولین به خانواده محسنی نگارستان گفته اند که جسد او را از پارک ائل گؤلو (شاه گؤلو) تبریز یافته اند. آنها روز ۲۲ خرداد جنازه را تحویل پزشکی قانونی دادند. جسد این جوان ۲۵ ساله بدون کالبد شکافی و بررسی چگونگی مرگ روز پنجشنبه ۲۳ خرداد دفن شد.
بنا به اخبار کاملا دقیق فرهاد محسنی روز دوم خرداد در حالیکه با چند تن از دوستانش به پارک ائل گؤلو (شاه گؤلو) می رفت٬ توسط مامورین لباس شخصی ربوده شد. علیرغم مراجعت مکرر خانواده او به مسئولین و نهادهای ذی ربط به آنها جواب مشخصی داده نشده بود.
با توجه به اخبار موثق در مورد مرگ این فعال در زیر شکنجه مامورین اطلاعات و همچنین سابقه حبس این فعال با سابقه در سال ۱۳۸۵ اخبار منتشر شده از طرف خبرگزاری ایرنا و همچنین تلویزیون دولتی ایران (شبکه استانی آذربایجان شرقی) مبنی بر مشخص نبودن عامل مرگ و یا خودکشی این فعال ۲۵ ساله، کاملا نادرست بوده و با هدف منحرف کردن افکار عمومی و رسانه های آزاد صورت گرفته است
نامبرده که از سوی اداره اطلاعات اصفهان احضار شده بود در پی مراجعه به اداره اطلاعات شهرستان شهرضا ، توسط نیروهای امنیتی بازداشت گردید.
تاکنون هیچ علت یا عللی برای بازداشت این دانشجوی کرد از سوی مقامات رسمی عنوان نشده است
بر اساس گزارشات دريافتي روز جمعه مورخه 24/3/87 اعلام گرديد زني به نام زليخا محمدي در شهر مهاباد اقدام به خودسوزي نموده است و پس از انتقال به شهر اروميه بدليل جراحات ناشي از سوختگي جان خود را از دست داده است . عليرغم اين اعلام اوليه شواهد و مستندات نشان از قتلي که به نام قتل ناموسي و تحت حمايت قانونگذار در ايران است ميباشد . گزارش گرديده است که وي به شدت تحت آزار و اذيت قرارداشته است ، پليس تحقيقاتي را در اين زمينه آغاز نموده است .
در هر صورت اعم از خودسوزي يا قتل ناموسي ميتوان تنها نقض حقوق مسلم انساني را مشاهده نمود که متاسفانه در حکومت ايران تحت مشروعيت قانوني در جريان است اين روند خودسوزي هاي اعتراضي در کردستان را در ميان زنان بعنوان يک اپيدمي و قتلهاي ناموسي را در سراسر کشور به عنوان امري مشروع و رايج تبديل نموده است .
تصاوير ذيل ، تصويري از قبل از خودسوزي و بعد از آن ميباشد. توجه گردد تصوير دلخراش و ديدن آن توصيه نميگردد
آژانس خبری موکریان: دادگاه انقلاب سنندج یک شهروند کرد اهل کامیاران به نام یاسر پرویزی فرزند توفیق را به زندان محکوم کرد.
نامبرده که حدود 3 ماه است در زندان بسر میبرد از سوی دادگاه بدوی به تحمل پنج سال زندان محکوم گردید که این حکم در دادگاه تجدید نظر به دو سال و شش ماه کاهش یافت.
گفتنی است یاسر پرویزی که هم اکنون در زندان سنندج دوران محکومیت خود را می گذراند به همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون متهم شده است.
آژانس خبری موکریان: روز گذشته یک شهروند بوکانی به نام حسین علی پور در روستای لکلر از توابع شهر ملکان ، هدف گلوله یکی از مامورین نیروی انتظامی قرار گرفت و جان سپرد.
گفته می شود این شهروند به بهانه حمل کالای قاچاق مورد تیراندازی مامورین قرار گرفته است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
فرهاد حاج میرزائی یک فعال مدنی سنندجی بیش از شش ماه است که در بند 209 زندان اوین بسر می برد. او در 28 دی ماه در یکی از خیابانهای سنندج توسط مامورین وزارت اطلاعات ربوده شد و به اداره اطلاعات سنندج منتقل گردید. ماموران وی را پس از 24 ساعت شکنجه های جسمی و روحی به بند 209 اوین منتقل کردند. آقای حاج میرزائی در رابطه با موج دستگیریهای دانشجویان 16 آذر دستگیر شده است.
او بیش از 3 ماه در سلولهای انفرادی بند 209 اوین بسر برد و درطی این مدت بصورت وحشیانه ای تحت شکنجه قرار گرفت. در اثر این شکنجه ها پاهای او دچار آسیب جدی شده بود و قادر به راه رفتن نبود و کارهای شخصی خود را با کمک دیگران انجام می دهد.
آقای حاج میرزائی در اعتراض به شکنجه های وحشیانه و رفتارهای غیر انسانی به مدت 8 روز در اعتصاب غذا بسر برده بود. و بازجویان وزارت اطلاعات در طی مدت اعتصاب غذا فشارها و و شکنجه ها را بر او شدت داده بودند.
پس از دستگیری فرهاد مامورین وزارت اطلاعات سنندج به منزل آنها یورش بردند و پدر سالخورده او که 70 سال سن دارد در مقابل دیدگان فرزندانش مورد ضرب و شتم قرار دادند، و سپس او را به زندان اطلاعات سنندج منتقل کردندو به مدت 48 ساعت زندانی کردند. پدر فرهاد در طی این مدت مورد ضرب و شتم بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت. مامورین وزارت اطلاعات همچنین مقداری از وسائل این خانواده را با خود بردند.
خانواده حاج میرزائی از زمان ربودن فرهاد برای آاگاهی یافتن از وضعیت و شرایط فرزندشان به مراکز مختلف مراجعه کردن ولی آنها از محل بازداشت فرهاد اظهار بی اطلاعی می کردند . پس از 3 ماه بازداشت فرهاد طی تماس کوتاهی به خانواده اش اطلاع داد که در بند 209 اوین زندانی است.خانواده فرهاد با پیگیریهای مستمر و مراجعه به دادگاه انقلاب و بند 209 موفق به گرفتن ملاقات کوتاه کابینی در حضور مامورین وزارت اطلاعات شد. فرهاد در حالی که بر روی صندلی چرخدار قرار داشت و آثار شکنجه هنوز بر چهرۀ او آشکار بود و وزن او تا حد زیادی کاهش یافته بودتوانست برای مدت کوتاهی با خانواده اش ملاقات کند.
پرودنده آقای حاج میرزائی در دست فردی بنام موسوی است رئیس شعبۀ 2 امنیت دادگاه انقلاب که دستورات سعید مرتضوی و حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد را اجرا می کند.این فرد و ضرغامی رفتاری وحشیانه با خانواده ها دارند و از روبرو شدن وپاسخ دادن به خانواده ها در اکثر مواقع خوداری می کنند. و وعده های که به خانواده ها می دهند را عملی نمی کنند و سعی دارند با دادن وعده به خانواده ها، زمان بیشتری برای ادامه بازداشت زندانی که در دست دارند را بخرند.
ضرغامی بنابه گفته خودش از 19 سالگی و به مدت 22 سال در زندانهای مختلف به عنوان بازجو کار می کرده است و مدت زیادی هم دستیار لاجوردی معروف به جلاد اوین بوده است.این فرد به عنوان معاون شعبه 2 امنیت دادگاه انقلاب مشغول بکار است.
26 خرداد 1378 برابر با 15 ژون 2008
موارد فوق به سازمانهای زیر گزارش شده:
کمیسیر حقوق بشر سازمان ملل
-شورای حقوق بشر سازمان ملل
- سازمان عفو بین المل
-بخش حقوق بشر اتحادیه اروپا
- دیدبان حقوق بشر
کانون زنان ایرانی: عصر امروز هشت نفر از زنان فعال در جنبش زنان و روزنامه نگاران حوزه زنان توسط نیروهای امنیتی و پلیس امنیت تهران بازداشت شدند.
امروز قرار بود تعدادی از فعالان جنبش زنان در گالری راه ابریشم تهران سالروز 22 خرداد ،روز همبستگی زنان را گرامی بدارند اما آنها هنگام مراجعه به این گالری با درهای بسته و حضور نیروهای انتظامی و امنیتی و ممانعت شان برای برگزاری این نشست مواجه شدند . این در حالی است که پیش از این مدیریت این گالری فرهنگی موافقت خود را با بر گزاری این مراسم اعلام کرده بود اما با فشار نیروهای انتظامی و امنیتی مجبور شد درهای گالری را بر میهمانان و سخنرانان این مراسم ببندد.
ژیلا بنی یعقوب روزنامه نگار و مسول سایت کانون زنان ایرانی ، نسرین ستوده وکیل و مدافع حقوق زنان و کودکان ، آیدا سعادت , جلوه جواهری ، فریده غائب ، ناهید میرحاج ،سارا لقمانی و نفیسه ازاد زنانی هستند که دستگیر شده و پلیس آنها را در خودروهای گشت ارشاد که مخصوص برخورد با بدحجابی است ، نگه داشته است. نیروهای امنیتی همچنین به حانه پروین اردلان رفته تا او را بازداشت کنند . اما نتوانستند وی را بیابند.
بر اساس اطلاعیه شماره دو کمیته هماهنگی برگزار کننده این مراسم مقامات مسوول در تمام دوسال گذشته از دادن مجوز به فعالان جنبش زنان برای برگزاری تجمع مسالمت آمیز خودداری کرده اند و هرگونه تجمع محدود آنها را نیز مورد حمله و ضرب و شتم قرار داده اند و حتی در برخی از موارد مانع برگزاری هرگونه گردهمایی این فعالان در خانه های شخصی شان شده اند. ما متاسفیم که نیروهای امنیتی از برگزاری یک مراسم آن هم با حضور جمع محدود صد و پنجاه تا دویست نفره و در یک محیط سربسته به وحشت می افتند و از برگزاری آن ممانعت می کنند.
بر اساس گزارشات رسیده از تبریز فرهاد محسنی نگارستان، فعال سیاسی آذربایجانی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات تبریز درگذشته است. مقامات امنيتی جنازه او را روز چهارشنبه به پزشکی قانونی تحویل دادند.
فرهاد محسنی، فرزند رحیم، ۲۵ ساله در جریان اعتراضات ۱خرداد امسال توسط نیروهای وزارت اطلاعات در پارک ائل گؤلو(شاه گؤلو) تبریز بازداشت و در مکان نامعلومی نگهداری می شد.
پیشتر بستگان فرهاد محسنی، اعلام داشته بودند که تمامی تلاشهای آنها برای پیدا کردن محل نگهداری و وضعیت او بی نتیجه بوده است.
مقامات امنيتی همچنين خانواده این فعال آذربایجانی را تهديد کرده بودند که در صورت پيگيری وضعيت فرزندشان و رسانه ای شدن موضوع با آنان برخورد خواهند کرد.
لازم به ذکر است، فرهاد محسنی هنگام شرکت در تظاهرات یکم خرداد ۸۵ تبریز توسط گلوله های مأمورین زخمی و بعد دستگير شده بود. او در جریان محاکمه غیر علنی و بدون حق داشتن وکیل به حبس طولانی مدت محکوم شده بود.
آژانس خبری موکریان: بر اساس گزارشهای رسیده به آژانس خبری موکریان ، یک فعال کرد اهل سنندج به نام ساعد بنفشی فرزند خالد از سوی دادگاه انقلاب به زندان محکوم گردید.
نامبرده که هم اکنون در زندان سنندج بسر میبرد به اتهام همکاری با یک حزب مخالف نظام از طرف دادگاه انقلاب سنندج به 18 ماه زندان محکوم شده است.
گفتنی است پرونده قضایی ساعد بنفشی مربوط به سال 85 می باشد
به گزارش خبرگزاری فرانسه از تهران، دستگاه قضايی رژیم اسلامی امروز هشت نفر را در زندان اوین بدار آویخت.
با اعدام این هشت نفر شمار اعدامهايی که در سال جاری میلادی در شهرهای مختلف ایران به اجر درآمده به 108 مورد می رسد.
آمارهای اعلام شده تنها مواردی را شامل می شود که گزارش آنها در رسانه های حکومتی درج شده و آمار واقعی بیش از اینها است.
خبرگزاری فرانسه نوشت در سال گذشته (2007) نیز رژیم تهران دست کم 317 نفر را اعدام کرد که به گفته سازمان عفو بین الملل، بالاترین آمار اعدام در جهان پس از کشور چین بشمار می رود.
گرگی دوباره در لباس میش
افشاگری های اخیر عباس پالیزدار در رابطه با غارت وچپاول سرزمین مان حرف تازه ای نیست. چرا که سالهاست سران فاسد حکومت ملایی این سرزمین را می چاپند .اما آنچه که مهم است چرایی این افشاگری ها در چنین زمانی است. چند روزی به این مسئله فکر می کردم تا این که یکی از برنامه های تلویزیونی سیاسی لوس آنجلس را می دیدم .که مجری برنامه با حرارت این حرکت را از سر دلسوزی برای میهن و مردانگی احمدی نژاد و دار ودسته اش می دانست و همان آن، پاسخ سوالم را یافتم .
باز فریبی دیگر،برای سطحی نگران وساده اندیشان،
فریبی که قبلا درهیبت خاتمی و لبان خندانش ظاهر شد و امروز اقتضا می کند که درصورت کریه احمدی نژاد روی بنمایاند .تا بقای عمر این نظام منحوس تضمین شود .و هر کدام با سوژه خاص خود مدتی وقت کشی کنند ومردم را برای بقای ولایت فقیهی که هردو در دامن آلوده آن پرورش یافته اند بفریبند.دیروز ایجاب می کرد مدتی آزادی های فردیمان گرفته شود وبرای حجاب و لباس و...تحت فشار باشیم و بعد خاتمی بیایید و قدر شناسش باشیم.وامروز ایجاب می کندعلاوه بر فشار های قبل، مدتی هم طعم گرسنگی را بچشیم و احمدی نژاد بیایید وبگوید دزد را پیدا کردم و وعده ی سیر شدنمان دهد. حال که، او خود، گماشته ی سر دسته ی دزد هاست.
در هر صورت دلیل این افشاگری ها نشان از استیصال حکومت اسلامی دارد که نفس های آخرش را می کشد و این بار دست آویزی جز مفتضح کردن یکدیگر برایش نمانده .البته آن هم به ظاهر، چرا که از چپ و راست سران حاکمیت سر در یک آخور دارند و به قولی اگر گوشت هم را بخورند استخوان هم را نمی شکنند .و در این شرایط نارضایتی مردم، که بواقع منتظر جرقه ای هستند. چه حیله ای بهتر از این که برای مدتی افکار عمومی را منحرف کنند . ونهایتا چند نفری را قربانی ،که نه، بلکه مانند رفیق دوست مدتی به اسم زندان در هتلی بیارامند و یا با ثروتی که چپاول کرده اند از ایران خارج شوند.چرا که دریافته اند دیر یا زود باید بروند چه بسا که این امن ترین راه برای فرار بعضی از این مهره های اصلی نظام باشد.
در هر صورت این هشیاری رسانه ها و اپوزیسیون را می طلبد که بار دیگر در این تله ی وقت خریدن برای جمهوری اسلامی نیفتند چرا که در این شرایط حساس که اعتصابات کارگری و دانشجویی با قدرت پیش می رود و به 18 تیر نزدیک میشویم. در این دام تنیده حکومت رو به زوال نیفتیم و تلاش مبارزان داخل کشور را خنثی نکنیم .
کلام آخردر پاسخ به سخنان اخیر افرادی که راهکار ارائه می دهند که مجلس هشتم ملغی شود و دوباره انتخابات انجام شود و یا این که احمدی نژاد بر کنار شود و یا راهکار هایی از این قبیل.. باید گفت مردم ایران دیگر فریب نخواهند خورد. جان کلام اینکه حکومت اسلامی باید برود و مردم ایران در سایه شوم ولی فقیه هیچ انتخابات و رفراندمی راقبول ندارند و با این همه هزینه که از جان و مال و ناموس و....در این سال ها کرده اند این بار عقب گرد نخواهند کردچرا که آزموده را دو بار آزمودن خطاست
رویا رهبر
فعالان حقوق بشر در ايران
به نام آزادي
وزارت دادگستري
آيت الله محمود هاشمي شاهرودي
جمهوري اسلامي ايران- تهران- ميدان پانزده خرداد
بروکسل، بيستم خرداد ماه 1387
مقام محترم،
بين الملل آموزش (ايي آي) نمايندگي 30 ميليون نفر از معلمان و فرهنگيان را برعهده دارد. 394 سازمان عضو ايي آي، در 171 کشور از مقطع پيش دبستاني تا دانشگاه، فعال هستند. ايي آي بعنوان بزرگترين فدراسيون جهاني اتحاديه هاي کارگري، همه معلمان و فرهنگيان را، فارغ از اينکه در کدام کشورهستند، با هم متحد مي کند. ايي آي بعنوان يک حافظ منافع، برحقوق انساني و اتحاديه اي همه معلمان در تمامي کشورها نظارت مي کند.
ايي آي عميقا نگران وضعيت آقاي فرزاد کمانگر معلمان ايراني است که در تاريخ 6 اسفند ماه 1386 توسط دادگاه انقلاب تهران به اتهام "بخطر انداختن امنيت ملي" به اعدام محکوم شده است. فرزاد کمانگر، معلم 32 ساله به مدت 12 سال بعنوان معلم در شهر کامياران کار کرده است. فرزاد عضو انجمن صنفي معلمان کردستان و مسئول روابط عمومي اين اتحاديه معلمان بود تا قبل ازاينکه آن را غير قانوني اعلام کنند. فرزاد کمانگر همچنين يک فعال اجتماعي مدافع حقوق بشر، حقوق اقليتها و حقوق زن بود.
به گفته وکيل فرزاد کمانگر، روند دادرسي پرونده ايشان مطابق با الزامات قانوني در ايران نبوده و هيچ شاهدي عليه ايشان براي اتهام "دشمني با خداوند" (محارب) وجود ندارد. فرزاد کمانگر در بازداشتهاي بدون ارتباط با دنياي خارج در مکانهاي متعددي زنداني بوده است: در سنندج کردستان، در کرمانشاه، در اوين و در حال حاضر درزندان رجايي شهر کرج. اطلاعات موثق حاکي از اين است که فرزاد بطور مرتب تحت شکنجه بوده است. درحال حاضر، فرزاد در زندان جانيان خطرناک بسر مي برد و نگران امنيت جاني و همچنين سلامتي خود بخاطر شيوع ويروس اچ آي وي ايدز و هپاتيت ب در اين زندان است.
ايي آي از کمپين کانون صنفي معلمان ايران و عفو بين الملل در بازبيني پرونده فرزاد کمانگر در يک دادگاه عادلانه که در آن معيارهاي قوانين ايران و بين المللي رعايت شود، حمايت مي کند.همچنين ايي آي از مقامات مي خواهد که حکم اعدام فرزاد کمانگر را فورا تغيير دهند چرا که اجراي حکم اعدام جبران ناپذير است و هيچ سيستم قضايي اي نبايد خطر محکوم کردن يک انسان بي گناه را جاري کند.
ايي آي در تاريخ 30 ارديبهشت ماه 1387 از سفير ايران در بلژيک براي آغاز گفتگو و کسب اطلاعات بيشتر در باره فرزاد کمانگر تقاضاي ملاقات کرد. اما متاسفانه ايي آي هنوز تا به اين تاريخ پاسخي دريافت نکرده است.
ايي آي در حالي که خواستار رعايت معيارهاي والاي احترام به حقوق بشر و حقوق اتحاديه هاي کارگري از سوي مقامات جمهوري اسلامي ايران است، تمايل دارد که با آنان وارد گفتگو شود.
ارادتمند شما
فرد ون لي وون
دبير کل
رونوشت:
مقام محترم آيت الله سيد علي خامنه اي، رهبر جمهوري اسلامي ايران
مقام محترم محمود احمدي نژاد، رياست جمهوري اسلامي ايران
جناب آقاي منوچهر متکي، وزير امور خارجه - شماره فاکس 98216673149
آي ال او
آي تي يو سي
عفو بين الملل
فدراسيون بين المللي مدافعان حقوق بشر
شوراي همآهنگي کانونهاي صنفي معلمان و فرهنگيان
فعالان حقوق بشر در ايران
بيانيه عمومي - شماره عفو بين الملل: ام دي 2008/074/13
يو اي 146/08 اعدام قريب الوقوع/ نگراني قانوني
ايران محمد فدايي، مرد، 21 ساله، نوجوان مجرم
محمد فدايي بخاطر قتلي که در سن 17 سالگي مرتکب شده با اعدام قريب الوقوع روبروست. محمد در جريان يک دادرسي ناعادلانه مجرم شناخته شد. ايران يکي از دولتهاي متعهد به پيمانهاي بين المللي از جمله پيمان حقوق کودک (سي آر سي) است که در آن اعدام افرادي که در زمان ارتکاب جرم زير 18 سال هستند به صراحت منع شده است. طبق اخبار رسيده، محمد فدايي در روز 22 خرداد يا درزماني نزديک به آن اعدام خواهد شد.
درروز دوم ارديبهشت ماه 1383 وقتي که محمد فدايي به اتفاق دوستانش وارد يک باشگاه بيليارد دررباط کريم؛ شهري نزديک به کرج در استان تهران شد، ديد که يکي از دوستانش با يک گروه 17 نفره مشغول دعوا است. طبق گفته هاي محمد، او تلاش مي کرد که به دعوا خاتمه بدهد اما پسري به اسم سعيد شروع کرد به زدن او با چوب. طبق گفته هاي محمد فدايي، او در حاليکه چاقويي را که يکي از دوستانش بهش داده بود در دستش بود، زمين مي خورد. در حاليکه سعيد مي خواست دوباره به او ضربه بزند، محمد بطور مهلکي در دفاع از خودش ضربه چاقويي به سعيد وارد مي کند. سعيد به بيمارستان منتقل مي شود و پس از سه ساعت فوت مي کند.
پرونده اين ماجرا در شعبه 71 دادگاه جنايي تهران مورد بررسي قرار گرفت و محمد فدايي بخاطر قتل سعيد در 22 اسفند ماه 1384 به قصاص (تلافي) محکوم شد. با وجود اينکه 5 قاضي صادر کننده حکم در اين پرونده، محمد فدايي را مجرم شناختند اما همه آنها در حکم مکتوبشان تاکيد کردند که چاقويي که محمد به سعيد زده يک عمل دفاع از خود بوده است، و همچنين اين نکته که در جريان دادرسي از او بخوبي دفاع نشده است. اولين فردي که نمايندگي قانوني او را بر عهده داشت وکيل معتبر نبود و دو وکيلي که بعدا براي او در نظر گرفته شد فقط يک لايحه دفاعيه در طول جريان دادرسي به دادگاه ارائه کردند. به هر جهت، شعبه 27 دادگاه تجديد نظر بر حکم اعدام محمد فدايي صحه گذاشت و اين حکم مورد تائيد رئيس قوه قضائيه قرار گرفت.
حکم اعدام محمد فدايي قرار بود که در روز 29 فروردين ماه 1386 اجرا شود. اما حکم اعدام بخاطر دفاع ناکافي در طول دوره دادرسي، معلق ماند. با تقاضا براي گرفتن وکيل تسخيري براي يک دادگاه بعدي مخالفت شد و تاريخ جديدي براي اعدام اعلام شد.
اطلاعات زمينه اي
ايران بعنوان دولت متعهد به پيمان حقوق کودک (سي آر سي) و ميثاق بين المللي حقوق سياسي و مدني (آي سي سي پي آر) تعهد کرده است که مجرمان نوجوان يعني کساني که در هنگام ارتکاب جرم زير 18 سال بودند، اعدام نکند. اما از سال 1369ايران 28 نوجوان را اعدام کرده که 6 نفر از آنها در سال 1386 اعدام شدند. در ايران در حال حاضرحداقل 85 نوجوان در ليست انتظار اعدام هستند. تعداد واقعي شايد بيش از اين هم باشد چرا که طبق گفته ها 15 نفر ديگر هم حکم اعدام دريافت کرده اند.
عفو بين الملل به احکام اعدام در همه موارد معترض است و از حرکت جهاني براي لغو حکم اعدام که با قدرت تمام در قطعنامه مجمع عمومي سازمان ملل در فراخوان براي تعليق جهاني اعدام نوجوانان در 28 آذرماه 1386 بيان شده، حمايت مي کند.
اقدام پيشنهادي
لطفا اعتراض خود را هر چه سريعتر به زبانهاي فارسي، انگليسي يا هر زبان ديگري با تاکيد بر اين موارد ارسال کنيد:
- از مقامات بخواهيد که هر چه سريعتر حکم اعدام محمد فدايي را که بخاطر جرمي که در سن قبل از 18 سالگي مرتکب شده و در خطر قريب الوقوع اعدام قرار دارد، تخفيف بدهند.
- يادآوري کنيد که از او به اندازه کافي دفاع قانوني در جريان محاکمه اش صورت نگرفته است؛ به اين معنا که جريان دادرسي از معيارهاي عادلانه بين المللي برخوردار نبوده است.
- از مقامات ايراني بخواهيد که پرونده محمد فدايي را مجددا بررسي کنند.
- به مقامات ايراني يادآوري کنيد که ايران يکي از دولتهاي متعهد به هر دو پيمان بين المللي حقوق سياسي و مدني (آي سي سي پي آر) و پيمان حقوق کودک (سي آر سي) است که اعدام جوانان زير 18 سال را منع مي کند و همچنين اعلام کنيد که اعدام محمد فدايي در واقع نقض قوانين بين المللي است.
اعتراض خود را به اين مقامات بفرستيد:
رهبر جمهوري اسلامي ايران
مقام عالي آيت الله سيد علي خامنه اي
دفتر مقام معظم رهبري
خيابان جمهوري اسلامي ايران، خيابان شهيد کشوردوست، تهران ، جمهوري اسلامي ايران
پست الکترونيکي: با عنوان مقام عالي
info@leader.ir
رئيس قوه قضائيه
آيت الله محمود هاشمي شاهرودي
حوزه رياست قوه قضائيه/ اداره رئيس قوه قضائيه
خيابان پاستور، خيابان ولي عصر، جنوب سه راه جمهوري، تهران کد پستي 1316814737، جمهوري اسلامي ايران
پست الکترونيکي: مقام عالي در خط موضوع ايميل بنويسيد قابل توجه آيت الله شاهرودي
info@dadgostary-tehran.ir
اعتراض خود را به اين افراد رونوشت کنيد:
رئيس جمهور
مقام محترم محمود احمدي نژاد
رياست جمهوري، خيابان فلسطين، تقاطع آذربايجان، تهران، جمهوري اسلامي ايران
پست الکترونيکي :
Dr-ahmadinejad@president.ir
يا از طريق وب سايت:
www.president.ir/email
و به همه نمايندگي هاي جمهوري اسلامي ايران در کشور خود نيز رونوشت کنيد.
لطفا اعتراض خود را هر چه سريعتر بفرستيد.
کمپین تلاش برای نجات جان فرهاد حاجی میرزایی
فرهاد حاجی میزرائی یکی از فعالان حقوق بشر و عضو "کمیته علیه اعدام و سنگسار بختیار و ژیلا ایزدی" در شهر سنندج و مریوان بود . فرهاد در تاریخ 23 دیماه 86 توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت و تا هم اکنون تحت شکنجه و در زندان بسر می برد . فرهاد حاجی میرزایی تا کنون برای چندین مورد بازجوی و شکنجه شده است. نیروهای امنیتی ایشان را برای گرفتن اطلاعات وشکنجه از کردستان راهی بند 209 زندان اوین کرده اند . نیروهای وزارت اطلاعات در کردستان با طرح اتهامات بی اساس مانند اتهام اقدام علیه امنیت ملی فعالان مدنی وسیاسی را بازداشت ، شکنجه ومحکوم میکنند . یکی از اتهامات وارده بر فرهاد حاجی میرزایی اقدام علیه امنیت ملی و فعالیت به نفع مخالفین نظام اعلام شده است . دادگاه انقلاب و اداره اطلاعات درطول مدت زمان بازداشت وی از ملاقات فرهاد با خانواده اش ممانعت کرده اند . پدر فرهاد حاجی میرزایی برای چند بار بازداشت وبازجویی و تهدید شده است. اعضای خانواده اش از طرف ستاد خبری اداره اطلاعات تهدید و احضار شده اند . فرهاد حاجی میرزایی از گرفتن وکیل برای دفاع از خود تا بحال محروم بوده است و مسولین قضایی و امنیتی از وضعیت پرونده اش اظهار بی اطلاعی می کنند . طبق خبرهای دریافتی از زندانیانی که هنگام بازجویی و درسلولهای همجوار سلول انفرادی ایشان بوده اند فرهاد بشدت تحت شکنجه و بازجویی است . نیروهای امنیتی برای اعتراف گرفتن از فرهاد ایشان را با شوک الکتریکی ، آویزان کردن بصورت واژگونه با کتف بسته برای چندین ساعت وضرب وشتم شکنجه کرده اند . دست وکتف فرهاد براثر شکنجه شکسته است ، براثر شلاق و خونریزی از ناحیه پاها به شدت آسیب دیده است . بازجوهای اداره اطلاعات برای درهم شکستن روحیه اش ایشان را تحقیر و مورد توهین قرار داده اند . فرهاد گفته است که برایش پرونده سازی کرده اند و اتهاماتی را که به ایشان داده اند بی ربط است . نگرانی از وضعیت وخیم این زندانی شکنجه شده برای فعالان مدنی روز بروز بیشتر میشود . برای اطلاع رسانی و جلب حمایت نهادهای مدافع حقوق بشر وافکار عمومی"کمپین تلاش برای نجات جان فرهاد حاجی میرزایی" تشکیل شده است . از همه انسانهای آزاده، نهادهای بین المللی ومدافع حقوق بشر ، احزاب و سازمانهای سیاسی ، شخصیتها وفعالین مدنی استدعا می شود عاجلانه برای نجات جان این انسان دربند بکوشند
خبرگزاری موکریان: شاهرخ فتاحی از اهالی روستای داراب از توابع شهرستان دالاهو در کرمانشاه و از دستگیرشدگان درگیریهای اوایل سال جاری در این روستا ، پس از گذشت بیش از یک ماه همچنان در بازداشت بسر می برد.
تاکنون هیچ علت یا عللی برای ادامه بازداشت وی از سوی مراجع رسمی اعلام نشده است.
لازم به یادآوری است که فروردین ماه سال جاری در جریان درگیری نیروی انتظامی با اهالی روستای داراب که به علت ممانعت آنان از بازداشت روحانی روستا رخ داد ، دهها تن از اهالی این روستا دستگیر و تعدادی از آنان پس از چند روز آزاد شدند.
خبرگزاری موکریان: دادگاه انقلاب شهر مهاباد ، یک فعال کرد اهل روستای کانی ره ش بوکان به نام هادی امینی را به زندان محکوم کرد.
نامبرده که بیش از7 ماه است در زندان شهرهای مهاباد ، سردشت و ارومیه بسر می برد ، ازسوی دادگاه انقلاب مهاباد به اتهام عضویت در یکی از احزاب مخالف نظام به تحمل5 سال حبس محکوم شده است .
گفته می شود انگشتان دست هادی امینی که هم اکنون در زندان مهاباد دوران محکومیت خود را سپری می نماید ، به شدت آسیب دیده است .
دبیرخانه سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان
رهايی از بند و معالجه بيماری كبودوند را خواستار شويد!
براساس اطلاعات دريافتي پس از چند روز مسدودي تلفن هاي زندان اوين، محمدصديق كبودوند در يك ارتباط تلفني با خانواده از وخامت بيماري خود و بي توجهي مسئولان زندان نسبت به این مسئله شكايت و خبر داده است. آقاي كبودوند كه در پي نگهداري طولاني مدت در سلول انفرادي و ابتلاء به برخي بيماري ها ناگريز به مصرف داروهاي مختلف تجويزي در زندان شده، اخيراً به بيماري ناشناخته اي توام با سرگيجه هاي غيرقابل كنترل و سردردهاي شديد مبتلا گرديده است.
رئيس سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان علي رغم وخامت بيماري هم اكنون در بندي آلوده به دخانيات و مواد مخدر در كنار متهمين و مجرميني چون سارقين مسلح، تجاوزين به عنف و آدم ربايي، قاتلين، كلاهبرداران و معتادين نگهداري مي شود. اين در حاليست كه جمهوري اسلامي براي افراد روحاني كه به جرم كلاه برداري، قاچاق انسان، مواد مخدر و فساد اخلاقي زنداني شده اند بندي مجزا و براي هريك از آنان، يك اتاق جداگانه با امكانات ضروري اختصاص داده است.
سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان از تبعيض موجود ميان افراد روحاني و غيرروحاني، افراد متموّل و ثروتمند و وابسته به حكومت با افراد و شهروندان عادي حتي در زندان ها به شدت نگران است.
اين سازمان هم چنين از عدم تفكيك زندانيان برحسب نوع اتهام و يا جرم و از نگهداري زندانيان وجداني، سياسي و عقيدتي در كنار زندانيان با جرايم خطرناك به مثابه اقدامات زجرآور و تحقيرآميز شديداً نگران و ضمن محكوميت اينگونه رفتارها از تمامي وجدان هاي بيدار مي خواهد اينگونه اقدامات مبتني بر آزار و شكنجه دولت جمهوري اسلامي نسبت به زندانيان سياسي و عقيدتي بويژه زنداني وجداني كرد –محمدصديق كبودوند- را محكوم نموده و مجدانه خواستار رهايي و معالجه و مداواي سريع بنيانگذار حقوق بشر كردستان شوند.
18 خرداد 1387/ 7 جون 2008
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از تربیت معلم کرج، نیروهای اطلاعاتی و امنیتی (لباس شخصی ها) در دانشگاه و اطراف آن را به صورت گستردهای تجمع کره اند. از طرفی دیگر وزارت اطلاعات و مبشری رئیس نهادرهبر که هماهنک کننده نیروهای سرکوبگر در دانشگاه علیه دانشجویان است.بر روی اساتیدی که با دانشجویان رابطۀ خوبی دارند و مورد احترام آنها است فشار وارد می کنند که به دانشجویان اعتصاب غذا کننده و متحصن در تربیت معلم کرج بگویند که اگر به اعتراضات خود پایان ندهند
در طی امشب و یا فردا این دانشگاه به تصرف نیروهای اطلاعاتی و امنیتی در خواهد آمد و با دانشجویان برخورد خواهند کرد.
از طرفی دیگر نیروهای بسیج دانشجوئی با دامن زدن به این شایعه ها یک جنگ روانی را علیه دانشجویان متحصن آغاز کرده اند. انها سعی دارند با این شایعات دانشجویان متحصن را پراکنده کنند و پس از آن اقدام به دستگیری سایر دانشجویان نمایند.
زمانی مدیر کل امور فرهنگی و فوق برنامه بعد از ظهر امروز به خوابگاه دختران رفت و آنها را مورد تهدید قرار داد ، دختران دانشجو با متوجه شدن این موضوع در حدود 1000 نفر تجمع نمودند و نسبت به برخورد خودسرانه این فرد اعتراض کردندو زمانی را وادار به خروج شدن از خوابگاه کردند. این درحالی است که امروز در ایران تعطیلات رسمی است. و کارهای اداری تعطیل می باشد.و این فرد به احاظ آیینامه تربیت معلم حق ورود به محل استراحت دختران دانشجو را ندارد.
دانشجویان اعلام کرده اند که به شایعات و تحرکات نیروهای اطلاعاتی وقعی نخواهند گذاشت و تا رسیدن به خواسته های خود به تحصن و اعتصاب غذا ادامه خواهند داد. ومسئولیت هرگونه حمله به دانشجویان و دانشگاه که حریم مقدسی است به عهدۀ حریم شکنان می باشد.
دانشجویان تربیت معلم از تمامی دانشجویان دانشگاههای کشور خواستار حمایت شدندو روزهای آتی را با اعتراضات گسترده در دانشگاههای حمایت خود را از خواسته های دانشجویان تربیت معلم کرج که خواسته های مشترک تمامی دانشجویان کشور است ابراز دارند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، به نیروهای سرکوبگر هشدار می دهد که هرگونه تعدی به دانشجویان تربیت معلم کرج با اعتراضات گسترده داخلی و بین المللی مواجه خواهد شد و حمله کنندگان به دانشجویان در هر مقامی که باشند به عنوان جنایتکاران علیه بشریت تحت پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت.لذا بدون اتلاف وقت به خواسته های به حق دانشجویان تن دهند.
18 خرداد 1387 برابر با 7 جون 2008
استمداد همسر مهندس ارژنگ داودی از سازمانهای حقوق بشری برای نجات جان همسرش
با یاد خدا ، بنام عشق ، بنام خرد ، بنام انسان ، بنام آزادی ، بنام اخلاق
دبیر کل محترم سازمان ملل ، کمیسر عالی سازمان حقوق بشر ، ریاست سازمان عفو بین الملل ، ...
موضوع : آقای ارژنگ داودی ، معلم ، شاعر ، نویسنده ، زندانی سیاسی – 48مین روز اعتصاب غذا
با تقدیم سلام و احترام
باستحضار میرساند آقای ارژنگ داودی ، مدیر مجتمع علمی – فرهنگی پرتو حکمت در تاریخ 18/8/82 دستگیر شده و باتهام !؟ تشکیل و اداره جنبش آزادی ایرانیان ، سازماندهی فعالان و محکومان سیاسی کشور و نوشتن مانیفست جمهوری سکولار به چندین سال زندان محکوم گردیده اند . بکار بردن عبارت چندین سال به این دلیل می باشد که با وجود سپری شدن 5 سال از دوران محکومیت ، حکم صادره هنوز به ما ابلاغ نشده و درک ما از سالهای محکومیت ایشان به صحبتهای شفاهی قاضی و مدیر دفتر وی مریوط میشود که تا 20 سال نیز ذکر شده است .
نوشتن مصیبتها و شکنجه هایی که در حین بازجویی به ایشان وارد آمده است و نیز نگهداری در بین اشرار و قاچاقچیان ، مآلا" تبعید به بندرعباس از درد جانکاهی که هم اکنون نیز گرفتار آن هستند نمی کاهد . کاهش شدید بینایی ، دردهای مفرط ناحیه کتف چپ و زانوی پای راست ، پاره شدن پرده گوش چپ و همچنین خونریزی از لثه ها که هنوز هم گریبانگیرش هستند روزهای تلخ آن زمان را همیشه یادآوری می نماید که حتی مسئولین حاضر نشدند به هزینه شخصی و گزاف ، امکانات معالجه را فراهم آورند .
علاوه بر صدمات جسمی ، جهت به زانو درآوردن و مستأصل نمودن ایشان از هیچ کوششی فروگذار ننموده تمام مدارک و اسنادی که حتی به پرونده هم مربوط نمیشد ضبط نموده و تنها بعد از 5 سال ، بامشقت موفق به استرداد شناسنامه شدیم.
غم انگیزتر اینکه با وجود پلمب شدن محل کار و سکونت ، آنجا فروخته شده است و این مسئله پس از پیگیری و اصرار جهت مراجعه به منزل بعنوان برداشتن لباس و وسایل شخصی معلوم گردید و طی مراجعات مکرر به دادگاه انقلاب متأسفانه تاکنون هیچ جواب روشن و واضحی دریافت نکرده و به صور مختلف از زیر بار موضوع شانه خالی کرده و هر کدام گناه را به گردن دیگری می اندازد .
آفای ارژنگ داودی از سال 82 تاکنون از بازداشتگاه اولیه به زندان اوین ، از اوین به زندان رجایی شهر ، از رجایی شهر به زندان بندرعباس ، از بندرعباس به اوین ، از اوین به رجایی شهر منتقل شده اند یعنی جمعا" 5 بار زندان ایشان را عوض کرده و تمام بندها و سالنها و سلولهای انفرادی را تجربه کرده اند و در میان جانیان بالفطره ، منحرفین اخلاقی ، قاتل ، سارق مسلح ، کلاهبردار ، شرور و ... نگاهداری شده اند بطوریکه بطور متوسط ایشان هر 5 هفته یکبار جابجا شده اند و این یعنی شکنجه مستمر وظلم فاحش .
بالاخره جهت اعتراض به رأی غیرقانونی ، پس از مشورت با چند وکیل ، لایحه ای بمنظور اعاده دادرسی تنظیم گردید ولی افسوس موانعی که سر راه ما قرار داده اند تمام شدنی نیستند چون بدلیل عدم ابلاغ رأی و عدم تحویل یک رونوشت از آن به ما که حق قانونی و شرعی متهم می باشد امکان ارسال لایحه را به دیوانعالی کشور جهت رسیدگی مجدد به پرونده ناممکن ساخته و دوباره تمام امیدهای ما را به یأس تبدیل نمودند .
بدینترتیب بدلیل ظلمهای آشکاری که بشرح فوق باستحضار رسید و علیرغم مراجعات مکرر به مقامات قضایی و امنیتی هیچ کس جوابگوی آن نبود ایشان از تاریخ 30/1/87 در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زدند در تاریخ 8/2/87 یعنی پس از 10 روز از شروع اعتصاب ، مسئولین زندان اوین به جای رسیدگی به درخواست مشروع و قانونی ایشان و انعکاس موضوع به مقامات مربوط بر اساس یک دستور بی نام و بدون امضاء ، وی را به زندان رجایی شهر انتقال دادند و در حال حاضر در بند 6- سالن 16 بین 210 نفر جانی و ... که هیچ سنخیتی با جرم ایشان ندارد در فضایی که در رژیم پیشین به 35 نفر اختصاص داشت ، نگهداری میشود .
اینک پس از گذشت 48 روز از شروع اعتصاب غذا ، در طول اینمدت از سوی مسئولان زندان نه تنها کمترین توجهی به سلامت و درخواست ایشان نگردیده بلکه به بهانه جرم بودن اعتصاب غذا ، تهدید به پرونده سازی و اعزام به دادگاه نیز شده اند ، مگر جرم اعتصاب غذا اگر هم مجازاتی داشته باشد مرگ است .
آیا اینگونه استنباط نمیشود که مسئولین از برملا شدن مراحل رسیدگی و صدور حکم وحشت دارند ؟ بغیر از این است که دلایل اتهام کاملا" بی اساس و دقیقا" در تضاد با اعلامیه جهانی حقوق بشر می باشد ؟ آیا بدلیل اشتباهات فراوانی که در طی رسیدگی به پرونده مرتکب شده اند در صدد خفه کردن صدای ایشان و خدای نکرده حذف ایشان نیستند تا خطاهای خود را بپوشانند ؟
با این تفاسیر بعنوان یک انسان عاجزانه تقاضا دارم با توجه به شرایط بسیار نامساعدی که آقای ارژنگ داودی در حال حاضر دارند و روز بروز خطرناکتر هم میشود و شدیدا "سلامتی و جان ایشان تهدید میشود به وضعیت ایشان رسیدگی فوری و درخواستهای مشروع و قانونی وی مورد بررسی قرار گیرد و امکانات آزادی ایشان فراهم گردد.
زنده باد آزادی
مرده باد استبداد
نازنین داودی همسر آقای ارژنگ داودی
15/3/87
به سازمانهای زیر ارسال گردید:
دبیر کل سازمان ملل آقای بان کی مون
کمیساریای عالی حقوق بشر خانم لوئیز آربور
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر
درحدود 2000 دانشجوی تربیت معلم کرج در سومین شب متوالی در تریبون آزاد شرکت کردند
بنابه گزارشات رسیده از تربیت معلم کرج، دانشجویان در نهمین روز تحصن و پنجمین روز اعتصاب غذای خود جمعه شب 17 خرداد ماه در دانشگاه تربیت معلم کرج اقدام به برگزاری تریبون آزاد نمودند. تریبون آزاد امشب از ساعت 21:00 آغاز گردید و تا حوالی ساعت 24:00 پایان یافت.
تعداد دانشجویان شرکت کننده در این تریبون نزدیک به 2000 نفر تخمین زده می شد. تریبون آزاد با سخنرانی و دادن شعارهای مختلف ادامه یافت. شعارهای دانشجویان عبارت بودند از : گر تیر و فتنه بارد، جنبش ادامه دارد/ دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد و شعارهای دیگر. دانشجویان اعلام کردند تا رسیدن به خواسته های خود به تحصن و اعتصاب غذا ادامه خواهند داد. از طرفی دیگر در حدود 15 دانشجویان بسیجی که از ارگانهای سرکوبگر دانشگاه می باشد در محل تریبون آزاد دانشجویان اقدام به اعمال تحریک آمیزی نمودند و سعی در ایجاد درگیری داشتند که با حضور جمعیت گسترده دانشجویان معترض، دانشجویان بسیجی ناچار به ترک محل شدند.
دانشجویان اعتصاب کننده امروز با یک اقدام انسان دوستانه، غذای خود را از سلف سرویس دانشگاه تحویل گرفتند و آن را در محلات فقیر نشین کرج بین خانواده های که در فقر مفرط بسر می بردند پخش نمودند. حراست دانشگاه وقتی که از قصد دانشجویان آگاه شد، سع